خرید بک لینک
چندین سالِ دیگرمن بوسه میزنم .به دست های چروک شده ات ،به چین روی پیشانی و کنار چشمت ،به سپیدی کنار شقیقه هایت ،به این دست لرزان .منمتعهدم به این تصویری که از تو ساخته ام ..نمیدانی !آخ تو نمیدانی عزیزهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 9:16

من دوستت دارم ترین فردِ جهانمهر چقدر هم که بگردیهیچکس نیست که مثل من ،نگرانِ نگرانی هایت باشد .وقتی میخندی برایش زیباترینتصویرِ جهان باشد .وقتی که دوری ، آشوبِ جهان در سینه اش باشد .وقتی که نزدیکی مثلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 9:16

ماهِ من چهره بر افروز که آمد شب عید
عید بر چهره ی چون ماهِ تو میباید دید
اسعدالله لک العید به شکرانه بیا
که مرا دیدنِ رخسارِ تو عیدیست سعید
من به جز عشق و امیدت چه سعادت طلبم
که سعادت به جهان نیست به جز عشق و امید❤

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 9:16

دانی از زندگی چه می خواهم ؟
من ، تو باشم !
پای تا سر تو !
زندگی گر هزار باره بود ؛
بار دیگر تو
بار دیگر تو !

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 9:16

به من تکیه کن ..!من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی ! تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی !تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسویت را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 9:16

صبر کنشانه ات را نبَر !هنوز حرفهای زیادی را گریه نکرده امدهانت را نگیر از من ؛لب هایم هنوزبوسه های زیادی برای گفتن دارند !دستم را بگیر مرا به حال و هوایروز هایی که بر نمی گردند برگردانمرا به خورشیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

خُب راستش تو یه معجزهای وسطِ زندگیِ من !نه نه بذار یجور دیگه بگم تو...مثلِ...مثلِ یه چاییِ داغِ خوش رنگِ خوش طعمی،وسط یه عصرِ سردِ زمستونی !دیدی چقد میچسبه؟آره تو دقیقا همون حسِ خوبی،تو زندگی سردِ منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

نبودنت درست مثل تمام کردن سیگاریستدر نیمه شبی برفیوقتی تمام دکه های شهر بسته اند ... پ.ن: انقــــــــــــــــــــدر ستــــــــــــــم... #بمون_برامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

همیشگی باش ، خب؟؟؟ یک مشترک در دسترس … یکی که توی هر مناسبت کنارم باشد ، که زود به زود دلش برایم تنگ شود … زیاد اهل عاشقی نباش از رمانتیک بازی سر در نیاور فقط یک "نفر اولی" بمان گاهی دنیا را به هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

♥ بے واژه بیا ببوسَمتبیا پیمان ببندیم؛ڪه این “من”هاے تخریب شده رابا بوسه بازسازے ڪنیم… اصلاً بیا و مرا جهنمے ڪن!!بهشتِ من!من با تو تمامم و بے تو تمامبیا و این من را ناتمام مگذاراین “نیست” را با بوسهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

وقتی میپرسی چرا از بین میلیون ها نفر عاشق تو شده ام ؟ دوست دارم فریاد بزنم رو به همان میلیون ها نفر و به همه بگویم : "من دلم را به موهای خرمایی اش باخته ام ... به چشمهایش ، به آن ابروهای کشیده اش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

خوب شد جونِ دلم !خوب شد که یهو سر و کله ت پیدا شد ...خوب شد که دوسم داشتی ؛خوب شد که منم خواستمت ؛ وگرنه از کجا میخواستیم اینهمه حال خوش بیاريم ؟هر طور حساب میکنموسط این رابطه ،اگه نبودی ...اگه نبودم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

نباید بذاری ستاره بمیره
نباید دل شادی ما بگیره
نباید که این ترس دوری بریزه
همین وحشت از تو مردن عزیزه
همین نم نم غم ، کنار تو خوبه
چه خالی ، چه پر ، مثل شعر نو خوبه
جهان با تو سرریز و لبریز رنگه
کنار تو آوارگی هم قشنگه❤️

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

معشوقه ی تو بودن
آن حالتی از خوشبختی ست که
نه در درام عاشقانه و نه
در شعر یافتمش
معشوقه ی تو بودن ، حس خوب
امنیت است .. ؛
حس دویدن زیر باران
مثل زیباترین رویایی که در سر
داری ..
معشوقه ی تو بودن ، شبیه
بوسه ای میان ابرهاست ..

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 23:20

مثله مونتاژ تو یه فیلمدرست قبل از این که قهرمان داستان بمیرهمثله اولین باری که تو به زنده خوندن خواننده مورد علاقت گوش میدیمثل برگشتن صدا تو یه دره عمیقمثل اشک هایی که وقتی ناراحت نیستیو ریخته میشنمثل طلوع خورشید بالای کوهمیخوام مثله اینا دوست داشته باشممثل یه سمفونی تو غروب خورشیدوسط های ماه جولای...وقتی متن اهنگ وجودتو میگیره و از درون داغونت میکنهمثله اون خونه ای که تو توش بزرگ شدیمثل لرزه صبح زمستونمیخوام مثل اینا دوست داشته باشممثله یه مراسم شکر گزاریمثل فریاد های امین یه گروه کرمثل اولین باری که عاشق شدی یا مثله راه پله ای به سمت بهشت...مثل سربازی که افتاده زمین اما همچنان پرچم کشورش رو تو دستش نگه داشته و برای اون ازادی که صداش میزنه میجنگهمیخوام مثله اینا دوست داشته باشممثل اتشی سوزان ک تمومی ندارهمثل امید که نور چراغو تقویت میکنهمثل اولین باری که دیدمت...خیلی سخت عاشقت شدممثل مونتاژ تو یه فیلممیخوام دوست داشته باشم:) ♥ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۶ ساعت 0:9 توسط -Muhammad-: ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 18:02

صفحه بندی